دو غنچه یاس
زمزمه میکنم با دل وقتی قلم می نگارد شعر های شکسته.... غمی نهفته دارم در غروب تنهایی
ای گل تازه چرا...... عشق بی اندازه چرا ای گل تازه بگو از غم بی آوازه بگو...... چرا سر به بیابون میزنی................ با ز تو بیابون دل به دریا میزنی......... ای گل تازه بگو........... چرا وقتی تنها میشی تو عاشق گلها میشی وقتی بارون بباره چه مهربون باز تو میشی ای گل تازه بگو ......... چرا باز اسیر غم میشی غصه خوری باورم بشی دست میکشی رو شاخه ها خار را نوازش میکنی چرا میخوای دستاتو زخمی کنی خونی کنی ای گل تازه بگو از یک دل خسته بگو از این گلهای زرد و پژمرده بگو بگو تو آب میشی خاک میشی سایه میشی واسه همه همسایه میشی بگو خوب.... تنها نمیشی اگه با خدا باشی تو که باز یار داری یار بی یار داری ... یار به این خوبی داری باز میگی تنها میشی........ چرا باز جدا از این دعا میشی تو که چشم داری اشک داری یک دل تازه میخوای یک عشق بی اندازه میخوای خوب بگو خدا میخوای خدا خدا خدا میخوایی تو که خدا داری باز میگی خدا میخوای یک عشق بی اندازه می خوای وقت بازی شده باز وقت بازی با بادبدک ها شده....... کاغذ بازی با این موشکها شده ببین هوا چه عالی پر باد شده .......گلهای باغچه همه دلشاد شده بیا بریم بادکنک ها را باد کنیم....آن گذشته ها را یاد کنیم بریم سر کوچه کاغذ باد هوا کنیم....... یک نامه بذاریم پیش خدا دعا کنیم تو کوچه ها داد بزنیم همسایه ها را بیدار کنیم بریم در خونه ها را بزنیم با هم دیگه فرار کنیم بیا بریم تو گندمها خوشه های پر آب بچینیم ابرها را کنار زنیم باز گل آفتاب بچینیم بیا بریم بازی کنیم چشم بذاریم قائم موشک بازی کنیم یک آب نباتی بخریم بچه ها را راضی کنیم گلهای لاله بچینیم از شاخه ها جدا کنیم دست بزنیم شادی کنیم گرگ به هوا بازی کنیم بیا بریم ناز کنیم کبوتر رو هوا کنیم در قفس را باز کنیم قناری رو رها کنیم بیا بریم با بلبلها ساز بزنیم یک دم بدیم یک دم به آواز بزنیم بیا بریم یاد کنیم گلهای یاس را دعا کنیم بیا بریم گریه کنیم اشک بریزیم پیش خدا...... خدا خدا کنیم

























| Design By : Night Skin |


