دو غنچه یاس
زمزمه میکنم با دل وقتی قلم می نگارد شعر های شکسته.... غمی نهفته دارم در غروب تنهایی
بر در کوی تو بنشست یاکریم خلوت من...................منتظر مانده بیایی از در خانه مهرت ای خدا خسته از اینم که چرا تنها می میرم تو که در کنار منی من چرا اینجا اسیرم؟................
عصر یک جمعه دلگیر توی سرزمین غربت .................دل من بهانه نگیر
نوشته شده در 88/02/12ساعت
19:51 توسط دل| |
| Design By : Night Skin |


