دو غنچه یاس
زمزمه میکنم با دل وقتی قلم می نگارد شعر های شکسته.... غمی نهفته دارم در غروب تنهایی
يا كه ترسيد گل سرخش بچينم؟ برفت آرام كه من تنها بميرم من كه در كنج اين زندان اسيرم برفت آن ماه پري وش بي اراده كه هر جا هست دلم با او بمانده خودم كردم كه عشقم را پراندم من كه تنهاش ميذاشتم تنها ماندم خودم كردم كه لعنت بر خودم باد كه من هستم همي لايق فرياد ................................. ........
برفت آيا كه من رنجش نبينم؟
نوشته شده در 87/12/17ساعت
14:14 توسط دل| |
| Design By : Night Skin |

