دو غنچه یاس
زمزمه میکنم با دل وقتی قلم می نگارد شعر های شکسته.... غمی نهفته دارم در غروب تنهایی
آهای دل خسته ....های دل خسته زندگی بسه.........های کویر دل تشنگی بسه بذار آب چشم تو نوشم..... بیا بی غصه کن فراموشم های دل خسته بردگی بسه ....من از نام تو سیرم ....چون قفس کردی اسیرم های دل خسته آوارگی بسه ....بیا زنجیر عشق و کن پاره ......بیا آزادم کن دوباره های دل خسته آزادگی بسه .....لبخند تلخ این دیوانه ......دلم را کرده مستانه های دل خسته ..........................
نوشته شده در 87/01/19ساعت
20:55 توسط دل| |
| Design By : Night Skin |


