دو غنچه یاس
زمزمه میکنم با دل وقتی قلم می نگارد شعر های شکسته.... غمی نهفته دارم در غروب تنهایی
بس است شویم با همه یک رنگ من خواجه و تو طوطی در بند شیرین شکری خالی از این قند ............................. هوا هوای مستی شد همون که تو می خواستی شد بریز یک جام پر شراب که وقت می پرستی شد دلم مثال یک قفس اگر تو بال شکستی شد آخر تو بگو دل چرا زبان به کام نبستی شد ................................. سخن سر مست تو ی باده بی مست منم یوسف زیبا تو ی ، آنکه برید دست منم نغمه و شبنم توی گل برگ گل یاس توی خار منم زار منم آنکه دل به تو می بست منم سبک تر می توان رفت و به رنگ قاصدکها شد رها از این دل غمگین میون بادبدکها شد کلام عاشقی بر کرد می از جام غمت سر کرد گلویم بغضی بشکسته مثال نیلبکها شد صبا از دیدن مهرخ لباس جان ما بر کند بگفت این ماه تابان است به نورش دلبرکها شد .............................. اگر اشکی به پای لاله کردی یاد من باش اگر تنها نشستی ناله کردی یاد من باش ببین در غربتش جانها اسیر است به کینه دل اگر تفاله کردی یاد من باش سبک پرواز عشقش را چو بدیدی به کوی غم سفر بی باله کردی یاد من باش به خون خسروان چشمها همه خون به خون دلت را آلاله کردی یاد من باش ................................. اگر اشک بود ومن تنها اسیرش چراغ شب بسوخته از منیرش دلم از خون او خونابه سر کرد به وقت ناله این آشوب بدر کرد خدایا من دلم را در دست گرفتم بزن آتش که شاید این اثر کرد اما در آخر آن یک کمی نا خردم من که با شکوه غم ترانه شادی می سازم در پرتو طلعت عشق انگار همیشه می بازم من که با نام تو کتاب تازه می خونم اما نمی دونم که کی فکر تو را من بخونم شاید که تناه باشم و دلتنگ این دوره زمان اما در کنار تو خوش بخترینم در جهان ستاره وای ستاره قصه ها هم یک دوره داره هر که نخونه امشب آرام و قرار نداره..... آرام و قرار نداره
| Design By : Night Skin |


